20 بهمن 1401
مرتضي محسني

مرتضی محسنی

مرتبه علمی: استاد
نشانی: بابلسر-دانشگاه مازندران-دانشکده علوم انسانی و اجتماعی- گروه زبان و ادبیات فارسی-مرتضی محسنی
تحصیلات: دکترای تخصصی / زبان و ادبیات فارسی
تلفن: 01135303110
دانشکده: دانشکده ادبیات و زبان های خارجی

مشخصات پژوهش

عنوان
تصحیح و تعلیق نُسَخ خطی: «قصّة حُسن آرا» و «قصّة فیروزشاه»
نوع پژوهش پایان نامه
کلیدواژه‌ها
ادب عامه، قصه حسن آرا، قصه فیروزشاه، زن- قهرمان، رمانس، قصه پریان، نقد اسطوره شناختی.
پژوهشگران سیدحسین طباطبایی (دانشجو) ، احمد غنی پور ملکشاه (استاد راهنما) ، مرتضی محسنی (استاد مشاور) ، مسعود روحانی (استاد مشاور)

چکیده

قصه های عاشقانه بخش قابل توجهی از ادب عامه ایرانی را در بر می گیرد و کلید زرین ورود به جهان رمزآلود زندگی اجتماعی و نظام باورهای اقوام دوردست محسوب می شود. تصحیح و معرفی این قبیل قصه ها صرف نظر از جنبه ادبی، دریچه ای به شناخت جهان پر رمز و راز گذشته است و سرشار از نکات و تازه های مذهبی، مردم شناسی، قوم شناسی، اجتماعی، تاریخ پژوهی، اسطوره ای، ... تواند بود. قصه «حسن آرا» و قصه «فیروزشاه» عناوین ناشناخته ای است از دو قصه عاشقانه-حماسی عامیانه که به گمان فراوان در روزگار صفویه به وسیلة کاتبان گمنام و بی نشان به نام های: «محمد ریاض» و «نوروز علی بیگ شاملو» صورت نگارش یافته است. قصه نخست سرگذشت توانگرزاده ای به نام «حسن آرا» را روایت می کند که با چهار زن پیوند زندگی می بندد. این چهار زن، نماد جنس زن در چهار دوره پیشاتاریخی و تاریخی سرزمین ایران به شمار می آیند. قصه دوم سرنوشت قهرمانی است که در سفری پرماجرا به دنبال یافتن داروی مرض پادشاه است. وی در اثنای این سفر، عشق های گونه گون را تجربه می کند. نوشتار پیش رو می کوشد پس از تصحیح نسخه های موجود از دو داستان پیش-گفته، با تحلیل متن دو قصه، به تیپ شناسی سیمای زنان قصه بپردازد، نمادهای اساطیری و تاریخی قصه ها را به کمک نشانه-های درون متنی بازشناساند و پیوند آن را با فرهنگ ایران باستان و ایرانِ پس از اسلام بشناساند. دانسته شد که این دو قصه با وجود سلاست متن و بساطت گفتار، واجد برخی کهن الگوهای اسطوره ای هستند که در امثال این گونه قصص عامیانه به چشم می خورد و همین ویژگی هاست که این قصه ها را شایسته بررسی علمی می کند. برخی زنان قصه ها دارای کارکرد و دلالت اسطوره ای و برخی دیگر دلالت تاریخی دارند. یک زن هم که اصولا از جنس پریان است. در یک نگاه کلی این دو قصه، روایتی خاموش از سقوط «زن» از اوج بغ بانویی در روزگاران مه آلود اسطوره به حضیض کدبانویی در روزگار سلطه مردسالاری است. قصه فیروزشاه بیشتر به جایگاه تاریخی زن در دوره اسلامی ناظر است و به خلاف، قصه حسن آرا، نقش زن منفعل در آن پررنگ تر از زن فعال است. سخن آخر اینکه هر دو قصه ها از سنخ قصه های پریان بوده که در آن شاهد امور شگفت مانند: اژدهاکشی، پیوند با پری، پیکرگردانی، نبرد با دیو و ... هستیم.