پدید آمدن تاریخگرایی نوین در اواخر دههی 1970 میلادی، دنیای جدیدی به روی مطالعات ادبی گشود و راه را برای تفسیر هر متونی باز کرد. تاریخگرایان نوین تاریخ و ادبیات را در کنار هم بررسی کرده و ادبیات را از انحصار فرمالیستها و همینطور تاریخگرایان سنتی رهایی داده و به تفسیر چندبارهی متن پرداختند. پژوهش حاضر ازمنظر تاریخگرایان نوین به بررسی گفتمانهای بازتابیافته در رمان دختر رعیت اثر محمود اعتمادزاده پرداخته است و به تفسیر دیگری از رمان مذکور، از دیدگاه تاریخگرایان جدید دست یافته است. به عبارتی دیگر، این پژوهش با تحلیل و بررسی گفتمانهای مسلط و همسو با قدرت و گفتمانهای حاشیهای تفسیر تازهای از این رمان بهدست داده است. تحلیل و بررسی در پژوهش حاضر به روش توصیفی ــ تحلیلی بوده و از منابع کتابخانهای اعماز کتابها، مقالات، مجلات و روزنامهها استفاده کرده است. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که رمان دختر رعیت انگیزه و هدف شخصیتها و گروههای اجتماعی را در برههی زمانی خاص و نیز گفتمانهای دورهای مشخص را بههمراه گفتمانهای درحاشیهمانده بازتاب میدهد.