1403/03/11
محمد اسماعیل ریاحی

محمد اسماعیل ریاحی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
اسکاپوس:
دانشکده: دانشکده علوم انسانی و اجتماعی
نشانی:
تلفن: 01135342654

مشخصات پژوهش

عنوان
تحلیل جامعه شناختی رابطه پزشک-بیمار با تاکید بر قصور پزشکی
نوع پژوهش
پایان نامه
کلیدواژه‌ها
رابطه پزشک و بیمار، قصور پزشکی، جامعه شناسی قصور پزشکی، شکایت بیمار از پزشک، روش ترکیبی
سال 1397
پژوهشگران سیمین کاظمی گلباغی(دانشجو)، محمود شارع پور(استاد مشاور)، شیرین احمدنیا(استاد مشاور)، محمد اسماعیل ریاحی(استاد راهنما)

چکیده

قصور پزشکی و به دنبال آن شکایت بیمار از پزشک یک مسأله اجتماعی در حوزه جامعه شناسی پزشکی و سلامت است که بخش مهمی از آن را می توان برآیند تضاد در رابطه پزشک و بیمار تلقی کرد. هدف این مطالعه تحلیل جامعه شناختی رابطه پزشک-بیمار با تأکید بر قصور پزشکی است. این مطالعه اکتشافی با روش ترکیبی و استراتژی کیفی+کمّی انجام شده که روش غالب در آن، کیفی است. برای گردآوری داده ها در بخش کیفی، مجموعه متنوعی از ابزارها مورد استفاده قرار گرفته است که عبارتند از: مشاهده بدون مشارکت در جلسات رسیدگی به شکایت قصور پزشکی در شورای حل اختلاف سازمان نظام پزشکی شهر تهران (خرداد-تیر 1395)، مصاحبه مسأله محور نیمه ساختاریافته با بیماران (15 نفر) و پزشکان (15 نفر) دارای پرونده قصور پزشکی در سال1395، مشاهده همراه با مشارکت در مطب های پزشکان دارای پرونده قصور در شورای حل اختلاف سازمان نظام پزشکی تهران در سال 1394، و نیز مصاحبه با 13 نفر از متخصصان و صاحبنظران حوزه جامعه شناسی و پزشکی. بخش کمّی، اساساً یک مطالعه توصیفی از نوع "پیمایش" است که با استفاده از شیوه تمام شماری، داده های مضبوط در 484 پرونده ی قصور پزشکیِ موجود در شورای حل اختلاف سازمان نظام پزشکی تهران و مجتمع قضایی قدوسی تهران در سال 1394 را با هدف توصیف ویژگی های شکایات قصور پزشکی و نیز شناسایی ویژگی های جمعیت شناختی بیماران و پزشکان دارای پرونده قصور پزشکی، مورد بررسی قرار داده است. برای تحلیل نهایی و ترکیب داده ها از تحلیل موازی داده های ترکیبی استفاده شد که شامل دو فرآیند مجزای تحلیل کیفی داده ها با استفاده از تحلیل مضمونی داده های روایتی و تحلیل داده های کمّی با استفاده از آمار توصیفی بود. در نهایت استنتاج های حاصل شده از فرآیند تحلیل کیفی و کمی در قسمت نتیجه گیری با هم تلفیق شدند. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که الگوی رابطه پزشک-بیمار در بین پزشکان و بیماران دارای پرونده قصور پزشکی، الگوی پدرسالارانه و مصرف گرا بوده و الگوی رابطه متقابل و مشارکتی در بین آنان وجود نداشت. بیماران و پزشکان، دیدگاهها و تفسیرهای متفاوتی از نتیجه اقدام و مداخله پزشکی دارند؛ به گونه ای که پزشکان عموماً نتیجه مداخله پزشکی را خوب و قابل قبول می دانند و وجود عارضه و وقوع قصور پزشکی را نمی پذیرند، در حالی که بیماران، نتیجه ی مداخله پزشکی را عمدتا نامطلوب و غیرق