1403/02/29
غلامرضا پیروز

غلامرضا پیروز

مرتبه علمی: استاد
ارکید:
تحصیلات: دکترای تخصصی
اسکاپوس:
دانشکده: دانشکدۀ ادبیّات و زبان‌های خارجی
نشانی:
تلفن: 011-3530-2661(011-3528-0967)

مشخصات پژوهش

عنوان
انسان، اومانیسم و عرفان اسلامی
نوع پژوهش
مقاله چاپ شده
کلیدواژه‌ها
انسان، مدرنیسم، عرفان، مرید، مراد، استبداد
سال 1385
مجله جستارهاي ادبي
شناسه DOI
پژوهشگران غلامرضا پیروز

چکیده

از دیدگاه مدرنیستها، عرفان اسلامی در طول تاریخ در بعد روابط و مناسبات حاکم میان سالک و شیخ و مرید و مراد، نوعی «اراده معطوف به قدرت» و به تبع آن «استبداد سیاسی» را در جامعه ایران پروش داده است؛ برای مثال وقتی حافظ یا مولانا از اطاعت محض و ناگزیر مرید در اشعار خود سخن می گویند، نوعی نگرش نهادینه شده منفی در عرفان ایرانی را تبلیغ می کنند که برآیند این نگرش، یقینا در سطح جامعه نیز جاری و ساری می گردد. بی شک عرفان در نگاه مدرنیستها، هژمونی و چیرگی نظام مریدی و مرادی را در جامعه بنده پرور و فئودالی تثبیت کرد. این هژمونی موجب قاعده مندی نظام راعی و رعیت، و سرور و بنده در ادامه، تقدیس این روابط فسادانگیزی اجتماعی شده است. اگر پیش انگاشت بالا را بپذیریم، از نگاه اومانیستهای تجددگرا، عرفان اسلامی در خدمت هژمونی سلطه نظامهای فئودالی و سرمایه داری بوده است و در ساختار نظام سیاسی و اجتماعی ایران، آثار مخرب و تباه کننده ای بر جای نهاده است. نگارنده در این مقاله برآن است فرضیه ای «ضد اومانیستی بودن عرفان اسلامی» را نقد و بررسی کند و ابعاد تجددگرایانه و اومانیستی عرفان اسلامی را طرح و تبیین نماید.