حکومت علویان تبرستان(316-250ق) یکی از نقاط عطف و سرنوشت ساز تاریخ ایران، اسلام، تشیع و مهمتر از آن در تاریخ صفحات شمالی ایران یعنی مازندران تاریخی و گیلان محسوب می شود. به همین علت پژوهشهای متعددی پیرامون آن و توسط متخصصان عرصه های مختلف به رشته تحریر درآمده است. پژوهشهای مذکور با اهداف، متد، رویکرد و نتایج و یافته های خاصی انجام شده است که خود نقد آن را در یک رویکرد کلان ضروری می سازد. در اهمیت و ضرورت آن نیز بایستی گفت شناخت دقیق و در حقیقت فهم انتقادی پژوهشگران این عرصه و از همان آغاز بر مطالعات انجام شده، خود می تواند افق های بهتری را برای تحقیقات پیش رو به روی آنان بگشاید؛ هر چند تا کانون مورد بی مهری متخصصان این مقطع بوده است. لذا پژوهش با طرح این پرسش بنیادین که پژوهشهای داخلی پیرامون تاریخ تحولات علویان تبرستان دارای چه نقاط ضعفی است؟ به روش تحلیلی-انتقادی و با نقد و بررسی پژوهشهای داخلی دریافته است که در جهت مثبت، انجام پژوهشها و در اشکال غالب کتاب، مقاله و یا پایان نامه-هر چند مختصر و نه چندان در شان و جایگاه این سلسله در تاریخ ملی ایران- خود در خور تحسین است و از نقاط قوت آن شمرده می شود، لیکن در بعد منفی که دستمایه اصلی نوشتار پیش رو بوده است، جهت گیری ارزشی-ایدئولوژیکی، ضعف در ساختارها، سر در گمی روشی، ضعف در شیوه ارجاع نویسی، عدم اعتبار سنجی منابع، ضعف در رویکرد انتقادی(در مفهوم منفی) نسبت به اقدامات و عملکردهای حکومت علویان، پیشداوری تاریخی و نیز دخالت نگاه ناسیونالیستی نسبت به این حکومت به ویژه در پژوهشگران مازندرانی را می توان از نقاط ضعف آن برشمرد.